Want your
own Fotopage?






 


By: Mahya Farmani

[Recommend this Fotopage] | [Share this Fotopage] | [Track this Fotopage]
View complete fotopage

Saturday, 14-May-2005 00:00 Email | Share | Bookmark

 
 
 
دیشب
روح ِ من این روزها در نوای غمگین ِ سازی زندانی است
گاهی بی مقدمه می روم کنارش
غافلگیر می شود
سرش را می گذارد بر شانه ام
زار زار می گرید
بی صدا
و گلوی من این روزها بی جنبه شده است !
زار زار جیغ می زند
می گوید خفه شو
بعد بلند می شود , ذره ذره دود می شود , و صدای قلبش بلند و بلند تر عظمت خود را به رخم می کشد
سرم را می گذارم لب پنجره
سرم را می گذارم بمیرم
...
روح ِ من این روزها بر نادانی ِ گلویم صبور است
در آغوشش می کشم , یک لجظه در قلبش گم می شوم و ثصویرت زنده می شود در خوابم
غافلگیر می شود ...



انقدر گیجم که نمی تونم دنبال مداد رنگی هام بگردم
مهم نیست
این سیر نزولی هم تنوعیه به هر حال


امشب
این رعد و برق ... روی کیبورد بیهوش می شم




Add your comment
Name
Email (optional)
Register for updates Register for this Fotopage update (requires email)
Register for entry comments update (requires email)

More...
Link URL (optional)
verification Code
fill in the below number in the box





View complete fotopage


© Pidgin Technologies Ltd. 2008.